گاهی دلت براش تنگ میشه و دیگه نمیتونی بهش زنگ بزنی

میری میخوابی تا شاید بیاد به خوابت

اونم برات گل میگیره میاد به خوابت

بیدار میشی میبینی خواب بوده

نمیدونی خوشحال شی که دیدیش؟ یا ناراحت شی که خواب بوده

ولی میدونم ازدواج بد ترین ظلم دنیا که میتونی به خودت بکنی

فراموش میشی

دیگه کسی برات گل نمیخره کادو تولد نمی‌خره

یه روز میرم یه روز که قوی تر بشم میرم

نمیمونم که مردن خودم رو ببینم



دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵ | 10:37 | یه دختر |

من میخوام طلاق بگیرم

نمیدونم کی ولی یه روزی بلاخره تمومش میکنم

حیفه منه که بمونم و نمیمونم



جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵ | 19:49 | یه دختر |

نیومدی به خوابم

خدا ام بیدارم کرد

و این زندگی کوفتی ادامه داره



جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵ | 11:42 | یه دختر |

عاشکوم من میخوابم بیا به خوابم بیا تو خواب بغلم کن باشه؟

بیا بم بگو که هستی

بیا شاید خدا دلش سوخت صبح بیدارم نکرد

بیا عزیزکم

بیا منت بزار به سرم و بیا

گوه خوردم غلط کردم انتخابت نکردم

علی بیا برام لالایی بخون خوابم نمیبره

علی یه چی میپرسم راستشو بگو مرگ من منو دوس داری هنوز؟

چل شدما حالا داشته باشی یا نه چه کاری از دستت برمیاد

قول میدم اگه بیای به خوابم دیگه بیدار نشم

بیا

قسم به روز های خوبمون بیا



جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵ | 3:51 | یه دختر |

دیشب منت گذاشتی به سرم آومدی به خوابم البته تو خواب بات تلفنی حرف زدم

میگفتی با این که ازدواج کردی همسرتو دوست نداری و همه تو پیش من جا مونده و همسرت رو خودت انتخاب نکردی که دوسش داشته باشی

کاش میشد زمان رو به عقب برگردوند کاش میشد کاش میشد کاش میشد

نه من آدم خیانت ام نه تو

من که همسرمو دوس ندارم نمیدونم تو چی

کاش یه روز اینقدر قوی بشم که ازش جدا بشم

با یه دیوونه ردی که یه سره عربده میزنه زندگی معنی نداره

گفتی گل منی نمیزارم کسی بچیندت ولی گلت رو پر پر کردند علی

نبودی ببینی

دیگه هیشکی بغلم نمیکنه بگه هیس غصه نخور من هستم

دیگه هیشکی نیس

بودن ها تموم شده

همش نبودنه

😭😭😭😭😭



جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵ | 1:17 | یه دختر |

علی سلام خیلی دلم برات تنگ شده کاش ازدواج نکرده بودم کاش مجرد بودم با خط ناشناس بت پیام میدادم میگفتم اگه بگه دوستت دارم ؟

توام پیام بدی بگی میگم دوستت دارم

خخخخ یاد اون بار دومی افتادم که قرار بود بیای ببینیم و نشد منم خود کشی کردم و بالا اوردم و نشد که بشه

کاش بودی کاش مامان میذاشت بات ازدواج کنم کاش

چی میگفتی؟اهان آره بم میگفتی لوس یه شعر هم برام میخوندی چی بود ؟تو برنامه خندوانه اون عروسکه میخوند اهان یادم اومد اوردیمش اوردیمش

میگفتی گل منی نمیزارم کسی بچیندت

راستش دنیا اونجوری نبود که فکرشو میکردم هیچی باب میل ما نبود

دیگه رفتی روم نشد بگم برگرد

ازدواجم که کردی و یه دختر خوشگل رو خوشبخت کردی

کاش بودی بهونه میوردم گرسنه کاش بودی عاشقی میکردیم

علی هیچی اونجوری که باید باشه نیس

مامانم گفت تو نه که من برم به یکی که خوشبخت بشم



پنجشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۵ | 0:45 | یه دختر |